محمد مهدى امامى

69

زندگى نامه آيت اللّه العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى ( قده ) به روايت اسناد ( فارسى )

آيت الله گلپايگانى و رابطه‌ى دين و سياست دين عبارت است از مجموعه‌ى قوانين و دستوراتى كه توسط پيامبران الهى از طرف خداى بزرگ براى اداره‌ى فرد و اجتماع بيان مىشود ؛ و سياست به معناى مديريت و هدايت جامعه و اداره كردن امور مردم و حكومت نمودن بر آن‌ها مىباشد . بديهى است براى نيل به چنين هدف عالى ، برنامه‌اى جامع و كامل لازم است ؛ زيرا هيچ سياستمدارى بدون داشتن برنامه‌اى مدوّن ، قادر نخواهد بود كه كوچك‌ترين اصلاحى را به انجام برساند . پس هر مدير و سياستمدارى لازم است در چارچوب برنامه‌اى مشخص كه ما نام آن را « دين » مىگذاريم حركت كند . « 1 » دين هرگز از حكومت و سياست جدا نمىباشد ؛ زيرا همان‌گونه كه گفته شد دين شامل موعظه ، نصيحت و تعليم محض مسائل فردى ، بدون در نظر گرفتن مسائل اجتماعى ، اخلاقى ، اعتقادى ، سياسى و نظامى و مانند آن نيست ، بلكه احكام اجتماعى و سياسى نيز دارد . بنابراين هر مكتبى كه پيام‌آور شريعتى براى بشر باشد ، به يقين احكام فردى و اجتماعى را با خود آورده است و اين احكام ، در صورتى مفيد و كارساز خواهند بود كه به اجرا درآيند و اجراى قانون و احكام الهى نيز ضرورتا نيازمند حكومتى است كه ضامن آن باشد ؛ در غير اين صورت يا اساس احكام دينى به اجرا در نمىآيد يا اگر اجرايش به دست همگان باشد ، لازمه‌اش هرج‌ومرج است كه بدتر از نبودن احكام در جامعه است . « 2 » در مواضع سياسى - اجتماعى آيت إله گلپايگانى قدّس سرّه اين‌گونه آمده است كه اگر

--> ( 1 ) . ر . ك : عيسى ولايى : مبانى سياست در اسلام ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ، سازمان چاپ و انتشارات ، تهران 1377 ، ص 15 ( 2 ) . عبد الله جوادى آملى ، ولايت فقيه ( ولايت ، فقاهت و عدالت ) ، مركز نشر اسراء ، قم 1378 ، ص 74